close
چت روم
داستان
loading...

چهارنقطه

    شخصي اهل ژاپن ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب…

تهیه اپل آیدی معتبر

برای تهیه اپل آیدی معتبر روی عکس زیر کلیک کنید.


داستان سه رفیق بی پول !

admin بازدید : 165 شنبه 16 خرداد 1394 نظرات ()
داسان خنده دار
سه تا رفیق با هم میرن رستوران ولی بدون یه قرون پول . هر کدومشون یه جایی میشینن و یه دل سیر غذا میخورن

 

و اولی میره پای صندوق و میگه : ممنون غذای خوبی بود این بقیه پول مارو بدین بریم : صندوقدار : کدوم بقیه آقا ؟
 شما که پولی پرداخت نکردی .میگه یعنی چی آقا خودت گفتی الان خورد ندارم بعد از صرف غذا بهتون میدم .
خلاصه از اون اصرار از این انکار که دومی پا میشه و رو به صندوقدار میگه : آقا راست میگن دیگه ، منم شاهدم
وقتی من میزمو حساب کردم ایشون هم حضور داشتن و یادمه که بهش گفتین بقیه پولتونو بعدا میدم . صندوقداره از
کوره در رفت و گفت : شما چی میگی آقا ، شما هم حساب نکردی ! بحث داشت بالا میگرفت که دیدن سومی نشسته
وسط سالن و هی میزنه توی سرش . ملت جمع شدن دورش و گفتن چی شده ؟ گفت : با این اوضاع حتما میخواد
 بگه منم پول ندادم .

عشق واقعی را در بیمارستان دیدم(جالب)

admin بازدید : 349 جمعه 13 مرداد 1391 نظرات ()

 

چند روزی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.....

بقیه در ادامه مطلب...

داستان موتورگازی

admin بازدید : 278 جمعه 02 تير 1391 نظرات ()

 

 

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم

داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو

میبینه یك موتور گازی ازش جلو زد!


خیلی شاكی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با

سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یك مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو

میبینه موتور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!



دیگه پاك قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز،

با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه

.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف كم میاره، راهنما میزنه كنار به موتوریه هم علامت میده بزنه كنار.

خلاصه دوتایی وامیستن كنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی كل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... كش شلوارم گیر كرده به آینه بغلت !!!!

 

داستان جالب مارمولک های عاشق

admin بازدید : 293 چهارشنبه 31 خرداد 1391 نظرات ()

 

 

 
شخصي اهل ژاپن ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!
 
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما

گالري تصاوير چهارنقطه...

مجموعه اي ازهزاران تصاوير زيبا

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    -از چه طریق با 4نقطه آشناشدید؟







    آمار سایت
  • کل مطالب : 294
  • کل نظرات : 149
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 22
  • آی پی امروز : 32
  • آی پی دیروز : 52
  • بازدید امروز : 88
  • باردید دیروز : 130
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 88
  • بازدید ماه : 3,988
  • بازدید سال : 13,476
  • بازدید کلی : 893,115
  • تبلیغات